العلامة المجلسي
583
حياة القلوب ( فارسي )
حق تعالى وحى نمود كه : اى موسى ! در لشكر تو غمّازى هست . گفت : پروردگارا ! مرا دلالت كن بر أو . خدا وحى نمود كه : من غمّاز را دشمن مىدارم ، چگونه خود غمّازى كنم « 1 » ؟ ! در روايت ديگر منقول است كه موسى عليه السّلام مناجاة كرد كه : پروردگارا ! چنان كن كه مردم به من بد نگويند . حق تعالى به أو وحى نمود كه : اى موسى ! من اين را از براي خود نكردم ، چون از براي تو بكنم ؟ ! ودر حديث معتبر منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند كه : هارون پيشتر از دنيا رفت يا موسى ؟ فرمود : هارون پيشتر فوت شد . وفرمود : اسم پسرهاى هارون شبّر وشبير بود كه تفسير آنها در عربى حسن وحسين بود « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : در حجر إسماعيل زير ناودان به قدر دو ذراع تا خانهء كعبه محلّ نماز شبّر وشبير پسران هارون بود « 3 » . وبه سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه بني إسرائيل گفتند كه : موسى آلت مردى ندارد ، وموسى عليه السّلام هرگاه كه مىخواست غسل كند مىرفت به موضعي كه هيچكس أو را نبيند ، روزى در كنار نهرى غسل مىكرد وجامههايش را بر روى سنگى گذاشته بود ، پس حق تعالى امر فرمود سنگ را كه دور شد از موسى عليه السّلام ، وموسى عليه السّلام از پى أو رفت تا آنكه بني إسرائيل نظرشان بر بدن آن حضرت افتاد ودانستند كه چنان نبود كه گمان مىكردند ، واين است معنى اين آية كه حق تعالى در قرآن فرموده است يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَكانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً « 4 » يعنى : « اى
--> ( 1 ) . صحيفة الإمام الرضا عليه السّلام 113 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 153 . ( 3 ) . كافى 4 / 214 . ( 4 ) . سورهء احزاب : 69 .